یه شعر از ایرج جنتی عطایی می نویسم تقدم میکنم به عشقم
صدای تو
بیداری ریشه ، آواز سبز برگه
صدای تو
پر وسوسه مثل شبخونی تگرگه
صدای تو آهنگ شکستن
بغض یه دنیا حرفه
تصویری از آواز صریح
قندیل و نور و برفه
هیشکی مثل تو نبود
هیشکی مثل تو منو باور نکرد
هیشکی با من مثل تو
توی نقب شب من سفر نکرد
هشکی مثل تو نبود
ساده مثل بوی پک اطلسی
یا بلوغ یه صدا
میون دغدغه ی دلواپسی
تو غرورت مثل کوه
مهربونیت مثل بارون ، مثل آب
مثل یه جزیره ، دور
مثل یه دریا ، پر از وخشت خواب
هیشکی نثل تو نرفت
هیشکی مال تو نموند
شعرهای تنهاییمو
هشکی مثل تو نخوند
همه حرفام مال تو
همه شعرهام مال تو
دنیای من شعرمه
همه دنیام مال تو

امیدوارم همیشه خوش باشی


واسه غصه تنهایی من
حتی اشکامم دیگه یار نمی شن
همشون یکی یکی دارن می رن
دیگه با دلم گرفتار نمی شن
همشون مثه تو یکی بی وفان
واسه بی کسیام دیگه بیزاز نمی شن
باشه حتی تو برو ای آخرین دونه اشکم
برو و تنها بذار منو با انتظار چشمم
این همه یار از نگام رفت تو که قطره ای تو دریا
برو شاید که عوض شه بعد تو این سرنوشتم
شعر از مهرداد سایه
سلام ...
من باز اومدم ... من این وبلاگ و واسه اونی ساخته بودم که همیشه دوسش داشتم ...
ولی اون با اینکه اینهمه لینک واسش فرستادم حتی یه بار از وبلاگ بازدید هم نکرد ...
حالا دیگه اون واسه همیشه رفته ... اما خیالی نیست ... امروز تصمیم گرفتم دوباره وبلاگ نویسی رو
شروع کنم ... هنوزم می خوام به عشق اون بنویسم ... درسته رفته و دیگه هم این وبلاگ و نگاه
نمی کنه ولی من واسه دل خودم می نویسم ... از امروز منتظر پست های طوفانی من باشین ...
مهرداد سایه


